فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن وبخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.

آن مرد گفت : گردوها را می خوری نوش جان ولی من صدای دعای تورا نشنیدم!

بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!!





تاريخ : یکشنبه 09 فروردین 1394 | 20:24 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران